|
سلام به تنهایی من خوش اومدی |

خیابان
شعر بلندیست
وقتی من با قدمهای تو قدم میزنم !

نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
با هم قدم میزنیم
با هم میخوابیـم
دلم که میگیرد، آغوشش را بـــاز می کنـــــد
و بر گونه هایم بوسه میزند
اما نمی دانم دوستش دارم یا نه؟!
” تنهاییـــــم را ” . . .
فکر می کردم که تو همدردی
اما تو هم دردی
غم انگیز است اگه تورو نخواد
مسخره است اگرنفهمی
احمقانه است اگر اصرارکنی!
فقط یکــیو می خوام که باهاش برم کافه …
ربات هم بود…بود!
بی احســاسیش شــرف داره به احساس ِ بعضی ها!!
در آغوش خودم هستم
من خودم را در آغوش گرفته ام ! نه چندان با لطافت و نه چندان با محبت
اما وفادارِ وفادار
می بینی چقدر ساده است ؟ دیگر نمی شناسمت اما دوستت دارم …

خندیدن، خوب است .
قهقهه، عالی است .
گریستن، آدم را آرام می کند.
امــــــــــــا...
لــــــعنت بر بغــــــــــــض